تبليغاتX
مجــله ی اینــــترنتی رؤیای ســـــــبز
مجــله ی اینــــترنتی رؤیای ســـــــبز
برنامه ریزی درسی -روش های مطالعه -اخبار دانشگاه-مسائل اجتماعی مربوط به دانشگاه ومدرسه تاسیس86 
قالب وبلاگ

سلام ودرود بر شما داوطلب عزیز و پرتلاش و خستگی ناپذیر :

بالاخره بعد از یک سال تلاش بی وقفه ،در یک قدمی موفقیت قرار گرفتید.به جهت تلاش و انگیزه ی زیادی که داشته ودارید به شما تبریک می گویم.و برای شما آرزوی موفقیت و فتح قله های بلند علم ودانش آرزو می کنم ...

     اجرای این برنامه با تجارب سنوات قبل، کمک شایانی به جهت کسب چند درصد بیشتر نمره ی دروس  به شما دوست عزیز پیشنهاد می شود.

قبل از هر چیز تا ابتدای اجرای برنامه منابع لازم (کتاب زرد کانون یا سنجش آخر و یا هر منبع دیگری که دسترسی به سؤالات کنکور سال ۸۵ تا ۹۰رامیسر می کند )را تهیه کنید .و به تغییرات پیش آمده در طول سنوات قبل در کتاب ها توجه کنید .

1-چه آمادگی داشته باشد و چه نداشته باشید در هردو صورت اجرای آن بسیار مفید است .

2-تکراروتمرین یک درس اختصاصی و یک درس عمومی در طول چند روز متوالی منجر به ایجاد توانائی بیشتر و پی بردن به   نقاط ضعف شما خواهد شد .

3-حل تست ها در وعده ی "شب " بدون در نظر گرفتن زمان ، تجزیه وتحلیل تست ها و جمعبندی روابط و فرمول های آن در طول چند روز در پردازش و کیفیت مطالعه ی شما تاثیر به سزائی خواهد داشت .

4-در طول یک روز کاری سعی کنید مطالب مهم و کلیدی یک درس(اختصاصی )و یک درس (عمومی ) را مرور کنید. نکات رت را بارها وبارها تکرارکنید تا درذهن واندیشه اتان نهادینه شود .بعد از هر روز توانائی شما در تست زنی به شیوه ی شگفت انگیزی تغییر خواهد کرد . دقت کنید که دقیقا براساس برنامه پیش روید .

5-در هرآزمون مربوط به هر کدام از مؤسسات برگزاری کنکور های آزمایشی شرکت می کنید اجرای برنامه هیچ مزاحمتی ایجاد نخواهد کرداما باید زمانی که در آزمون شرکت می کنید را به هر شیوه که خود مناسب می دانید، جبران نمائید.

6-برای داوطلبین ی که در سال جاری دانش آموز پیش دانشگاهی هستند بسته به تاریخ اتمام امتحانات پایانی بلا فاصله یک روز بعد از امتحانات اجرای برنامه را شروع کنید و تاریخ اجرای برنامه را دقیقا بر اساس برنامه ی پیشنهادی تنظیم کنید .

7-هر روز از کیفیت اجرا و بازخورد های برنامه ی خودرا ارزشیابی کرده و نتایج لازم و حاصل را برای خود تجزیه وتحلیل کنید.

8-امید وانگیزه را ازدست ندهید و خود را برای این رقابت ،تنها ندانید . خداوند مهربان ،اولیا و ما اطرافیان را درکنار خود ببینید.

    برنامه ی رشته ی علوم تجربی

شب (حل تست  سراسری وخارج ازکشوروآزاد)

نام دروس(زمان 8 صبح تاغروب )

ایام

بررسی  دروس( ریاضی +معارف اسلامی )

بررسی( ریاضی +معارف اسلامی ) حداقل ۸ساعت

9/3/91

حل تست سال 85 ریاضی ومعارف

بررسی( ریاضی +معارف اسلامی ) حداقل ۸ساعت

10/3/91

حل تست سال 86 ریاضی ومعارف

بررسی اشکالات ریاضی و معارف

11/3/91

حل تست سال 87 ریاضی ومعارف

بررسی اشکالات ریاضی و معارف

12/3/91

حل تست سال 88 ریاضی ومعارف

بررسی اشکالات ریاضی و معارف

13/3/91

حل تست سال 89 ریاضی ومعارف

بررسی اشکالات ریاضی و معارف

14/3/91

حل تست سال 90ریاضی ومعارف

بررسی اشکالات ریاضی و معارف

15/3/91

بررسی کلی دروس (شیمی وعربی )

بررسی کلی دروس (شیمی وعربی )حداقل ۸ساعت

16/3/91

حل تست سال 85  شیمی وعربی  

بررسی کلی دروس (شیمی وعربی )حداقل ۸ساعت

17/3/91

حل تست سال 86  شیمی وعربی  

بررسی اشکالات شیمی وعربی

18/3/91

حل تست سال 87  شیمی وعربی  

بررسی اشکالات شیمی وعربی

19/3/91

حل تست سال 88  شیمی وعربی  

بررسی اشکالات شیمی وعربی

20/3/91

حل تست سال 89  شیمی وعربی  

بررسی اشکالات شیمی وعربی

21/3/91

حل تست سال 90 شیمی وعربی  

بررسی اشکالات شیمی وعربی

22/3/91

بررسی کلی دروس (فیزیک وادبیات فارسی )

بررسی  دروس (فیزیک وادبیات فارسی )۸ساعت

23/3/91

حل تست سال 85   فیزیک وادبیات فارسی    

بررسی  دروس (فیزیک وادبیات فارسی ) ۸ساعت

24/3/91

حل تست سال 86   فیزیک وادبیات فارسی    

بررسی اشکالات فیزیک وادبیات فارسی

25/3/91

حل تست سال 87   فیزیک وادبیات فارسی    

بررسی اشکالات فیزیک وادبیات فارسی

26/3/91

حل تست سال 88   فیزیک وادبیات فارسی    

بررسی اشکالات فیزیک وادبیات فارسی

27/3/91

حل تست سال 89   فیزیک وادبیات فارسی    

بررسی اشکالات فیزیک وادبیات فارسی

28/3/91

حل تست سال 90 فیزیک وادبیات فارسی    

بررسی اشکالات فیزیک وادبیات فارسی

29/3/91

بررسی دروس (زیست شناسی و زبان )

بررسی دروس (زیست شناسی و زبان )حداقل ۸ساعت

30/3/91

حل تست سال 85    زیست شناسی و زبان

بررسی دروس (زیست شناسی و زبان ا )حداقل ۸ساعت

31/3/91

حل تست سال 86    زیست شناسی و زبان

بررسی اشکالات زیست شناسی و زبان

1/4/91

حل تست سال 87    زیست شناسی و زبان

بررسی اشکالات زیست شناسی و زبان

2/4/91

حل تست سال 88    زیست شناسی و زبان

بررسی اشکالات زیست شناسی و زبان

3/4/91

حل تست سال 89    زیست شناسی و زبان

بررسی اشکالات زیست شناسی و زبان

4/4/91

حل تست سال 90    زیست شناسی و زبان ا

بررسی اشکالات زیست شناسی و زبان

5/4/91

جمع بندی و توکل به خدا –مطمئن باشید خداوند با شماست و از تلاش و زحمات خود نتیجه خواهید گرفت

درصورت علاقه مندی درس زمین را در دو یا سه روز قبل یا بعد از برنامه ی پیشنهادی مطالعه کنید.

دوم تا روز کنکور

 معرفت حکم می کند درصورت کپی به منبع ان اشاره شود 

برای دسترس به برنامه ی مطالعه ی ریاضی بر "ادامه ی مطلب "کلیک کنید


ادامه مطلب
[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ سیدیان ]

باورکنیدمی توانید....

[ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ سیدیان ]

دزدیده، چون جان، می‌روی اندر میان جان من

سرو خرامان منی، ای رونق بستان من

چون می‌روی، بی‌من مرو؛ ای جان جان، بی‌تن مرو

وز چشم من بیرون مشو، ای شعله‌ی تابان من

هفت‌آسمان را بر درم وز هفت دریا بگذرم                                        "مولانا"

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ سیدیان ]
آدمیست دیگر
یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد
دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور...
"حسین پناهی"
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ سیدیان ]

کتابم را محکم بر هم بستم به صورتش نگاهی انداختم و گله مند از او پرسیدم که چقدر باید فرمول حفظ کنم ؟چقدر باید در جستجوی جواب تمرین ها و مسائل آن باشم ؟چقدر باید اضطراب به دل راه دهم؟چقدر و چرا امتحان؟و اصلا چرا یادگیری علم؟و هزاران پرسشی که بی پاسخ ماند.

از خستگی به خواب رفتم در خواب مردی بلند بالا ،خوش چهره و نیرومند یافتم .رخسارش آشنا بود اما نامش را به یاد نمی آوردم.ناگاه به کتابی که در دست داشت نگاهی انداختم آری کتابش ((قانون)) بود.فهمیدم که او حکیم بزرگ ایران زمین ابن سینا است.به او سلامی کردم هنگامه که لب به سخن گشود از خانواده اش،آموزگاران و شاگردانش گفت و مرا نیز واداشت تا از فعالیت های پس از او بگویم چقدر از پیشرفت های پزشکی متعجب و شادمان گردید.

او را از فرستادن ماهواره ها در فضا ،شبیه سازی ها و هزاران فعالیت علمی دیگر با خبر ساختم و پس از مدتی تامل به او گفتم:در هر زمینه ای از علوم پیشرفت های چشمگیری صورت گرفته است پس دیگر به درس خواندن و حفظ صد ها فرمول و اثبات آنها و امتحان دادن و اضطراب فراوان چه نیازی است؟شما وهمکارانتان در محیط آزمایشگاه رشد یافتید هزاران آزمایش به دستتان انجام شد اما چرا من و دوستانم با محیط آزمایشگاه غریبه ایم؟چرا از لوله های آزمایش و هزاران محلول شیمیایی و رنگی فاصله گرفته ایم؟چرا هیچ گاه زیست را در محیط زیست نیاموختیم؟چرا ستارگاه دلتنگ چشمانمان اند؟چرا هر گاه به نقض قانون و یا فرمولی خرده گرفتیم هیچ گاه قانع نشدیم؟چرا جای مدار های الکتریکی فقط بر روی تخته ی سیاه و تنها توسط معلم رسم می شود؟من و دوستانم از حال خازن ها بی خبریم و تنها ولتاژ و انرژیشان را با گچ بر دل سیاه تابلو می نگاریم.آری گر چه در دوران ما از مکتب و فلک و هزاران سخت گیری دیگر خبری نیست ولی خوشا به حالتان در آن زمان شما اضطراب کنکور و هزاران آزمون آزمایشی دیگر را نداشتید.

اما ای ابن سینا برخیز و ببین که چگونه دوستان من در کام کتاب ها فرورفته اند و به بهای قبول شدن در رشته و دانشگاه مورد نظر خود از زندگی و خانواده فاصله گرفته اند.هنگامی که برخاستی به دبیرستان ها نیز سری بزن بنگر که چقدر نشاط و شادی کم شده کسی دیگر صدای هیاهو و شادی و شوق را در زنگ های تفریح نمی شنود.آری گرچه فعالیت های فراوانی در جهت تربیت بدنی در مقاطع دبستان و راهنمایی صورت گرفته اما دستان من و دوستانم خسته است پاهایمان دیگر توان فعالیت ندارد.ساختمان مدارس بلند اما کوچک است دیگر خبری از حیاط های وسیع و بزرگ نیست .گردش های علمی و فرهنگی دیگر جایی در برنامه آموزشی ندارد یا وجودشان کم رنگ شده است.آری دلمان برای معلمان خندان تنگ است………

او تمام حرف هایم را با صبر و شکیبایی شنید و گفت:چشمان پر فروغت از آینده ای زیباتر خبر می دهدآری گرچه بسیاری از علوم کشف و شناخته شده اما بدان که مسیر علم آموزی پایانی ندارد آیا در کنار همه ی این پرسش ها از خود پرسیده ای که آمدنت بهر چه بود؟بهر خدمت به خلق و عشق به وطن .بدان که زندگی خوب زاینده ی تفکر خوب است و آگاه باش که دستانت بسیار تواناست تمام عنصر ها آماده ی ترکیب اند و آزمایشگاه شور تو و دوستانت را می طلبند.

پس برخاستم رو به سوی سیمای امیدوارش کردم و گفتم :ای عالم طب به تو قول می دهم که من و دوستانم کاری کنیم تا دیوار تمام کلاس ها فرو بریزد تا زیست را در محیط زیست ،شیمی و فیزیک را در محیط آزمایشگاه و طبیعت مطالعه کنیم.دیگر تن هایمان خسته و هیچ دانش آموزی از زنگ های ورزش گریزان نباشد.در زمینه ی کنکور و مسائل مرتبط با آن نیز فعالیت هایی می کنیم تا هر توانمندی با توجه به علاقه مندی هایش در رشته ی مورد نظر خود تحصیل کند.محیطی را به وجود آوریم تا فرمول ها به دست ما و از  ذهن ما نشات گیرند.معلمان خندان –توانا-منظبت –پاک و منظم بر سر کلاس ها حاضر شوند مهارت های زندگی بیاموزند وجامعه برای تحصیلات هر فرد برنامه ریزی کند.

منبع: سایت ناظم سرا به قلم خانم معتمدی

[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ سیدیان ]

این روزها که به برگزاری کنکور سراسری نزدیک می شویم هرروز و هر لحظه بر استرس و اضطراب دانش آموزان افزوده می شود.بی آن که سودی داشته باشدخلاقیت دانش آموزان ما نابود می کند

مشکل اینجاست که نه در نظام آموزشی ما ٬نه در برنامه های تلویزیونی ونه درخانواده٬ هیچ جایی برای مدیریت زمان و آموزش مهارت های زندگی ٬وجود ندارد .واقعاْیاد نگرفتیم چگونه٬کجا وبر چه اساس و روشی آن چه را که در سالیان قبل آموخته ایم٬درمسیر زندگی ورفع گره های زندگی٬به کار بریم .نمی خواهم ونمی دانم !نسخه ای برای غلبه بر استرس بپیچم.اما از این که نوجوانان و جوانان ما به جای ارتقای اندیشه های علمی و تمرکز بر اهداف بزرگ آینده ٬افکارشان همواره حول مبارزه وشکست غولی به نام "کنکور" می چرخد!!درشگفت ومتاسفم.

کاش می شد آموزش مهارت های زندگی در همه ی زمینه ها برای بهتر زیستن و کاهش آمار جرم و خشونت و طلاق و...در راس برنامه های جدید آموزش وپرورش قرار می گرفت.ودرسند وچشم انداز جدید تدوین شده بر این اصول ومهارت ها٬خارج از شعار ٬ودرعمل٬تکیه ی بیشتری می شد ....

چند روش ساده را برای کاهش استرس در ادامه بخوانید ...


ادامه مطلب
[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ سیدیان ]

*************************************************

از اظهارلطف بزرگوارانه ی یکایک شما نسبت به اینجانب سپاسگزارم٬سرتعظیم دربرابرتان فرود می آورم.

در چهاردیواری کلاس کسی بر معلم کنترل ندارد، می‌توان خسته بود و کار را رها کرد، چه بسا بعضی از دانش‌آموزان هم خوشحال شوند. اما در آمیزه‌ی همهمه‌ی دانش آموزان و کتاب و مطلب درسی و معلم و خوشحالی و عصبانیت و دانش‌آموزان زرنگ و تنبل و باادب و بی‌ادب عنصر مهمی وجود دارد و آن تاثیر معلم بر ذهن است که سالهای سال ماندگار خواهد شد و تا مرگ ادامه خواهد یافت. هیچوقت نتوانسته‌ام خودم را متقاعد کنم که معلم هستم شاید حتی در پایین ترین سطح. اما سعی می‌کنم تفاوت این دو سخن را بفهمم. یکی اینکه دکتر عیسوی می‌گفت: معلم واقعی کسی است که اگر یکساعت غیبت کند عدم حضورش را همه احساس کنند و دیگر سخن آن دوست  که می‌گفت: معلم زرنگ کسی است که برنامه اش را در سه مدرسه پخش کند و هر ماه از هر مدرسه فقط یک روز غیبت کند!

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ سیدیان ]

استاد٬ مقابل کلاس فلسفه‌ی خود ایستاد و چند چیز را روی میز گذاشت . وقتی کلاس شروع شد ، بدون هیچ حرفی ، یک شیشه‌ی بسیار بزرگ را برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد .
بعد از شاگردان خود پرسید که آیا این ظرف پر است ؟ و همه تایید کردند .
سپس استاد ظرفی از سنگ‌ریزه برداشت و آن‌ها را داخل شیشه ریخت و شیشه را به آرامی تکان داد . سنگ‌ریزه‌ها در بین مناطق باز بین توپ‌های گلف قرار گرفتند ؛ و سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی تایید کردند .
بعد دوباره استاد ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت ؛ و خب ، البته ماسه‌ها همه‌ی جاهای خالی را پر کردند . او یک‌بار دیگر پرسید که آیا ظرف پر است و دانش‌ویان یک‌صدا گفتند : "بله ". 
بعد استادر دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه‌ی محتویات داخل شیشه خالی کرد و گفت در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه‌ها را پر می‌کنم ! همه‌ی دانش‌جویان خندیدند .
در حالی که صدای خنده فرو می‌نشست ، پروفسور گفت : " حالا من می‌خواهم که متوجه این مطلب شوید که :
این شیشه نمایی از زندگی شماست ، توپ‌های گلف مهم‌ترین چیزها در زندگی شما هستند ، خانواده‌تان ، فرزندانتان ، سلامتی‌تان ، دوستانتان و مهم‌ترین علایقتان - چیزهایی که اگر همه‌ی چیزهای دیگر از بین بروند ولی این‌ها بمانند ، باز زندگی‌تان پابرجا خواهد بود . 
سنگ‌ریزه‌ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان ، خانه‌تان و ماشینتان .
ماسه ها هم سایر چیزها هستند -  مسایل خیلی ساده . " 
استاد ادامه داد: " اگر اول ماسه‌ها را در ظرف قرار بدهید ، دیگر جایی برای سنگ‌ریزه‌ها و توپ‌های گلف باقی نمی‌ماند ، درست عین زندگی‌تان . اگر شما همه‌ی زمان و انرژی‌تان را روی چیزهای ساده و پیش پاافتاده صرف کنید ، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت دارد باقی نمی‌ماند . به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت دارد توجه زیادی کنید ، با فرزندانتان بازی کنید ، زمانی را برای چک‌آپ پزشکی بگذارید . با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با آن‌ها خوش بگذرانید . همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابی‌ها هست . همیشه در دست‌رس باشید . اول مواظب توپ‌های گلف باشید ، چیزهایی که واقعا برایتان اهمیت دارند ، موارد دارای اهمیت را مشخص کنید . بقیه‌ی چیزها همان ماسه‌ها هستند . "
 یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید : پس دو فنجان قهوه چه معنایی داشتند ؟  
استاد لبخند زد و گفت : " خوش‌حالم که پرسیدی . این فقط برای این بود که به شما نشان بدهم که مهم نیست زندگی‌تان چقدر شلوغ و پرمشغله است ، همیشه در آن جایی برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست ! " 
--------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت :این مطب را از وبلاگ خانم وحدانه کش رفتم !!

[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ سیدیان ]
  می گفت :

 بعضی از آدمها مثل چوب تر هستند وقتی احتیاج داری گرما بهت ببخشند با دودشون خفه ات می کنند!!


 

[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ سیدیان ]

می گفت :بعضی اوقات با سخن‌گفتن، خودرا  بیان می‌کنیم،

بعضی وقت‌ها با سکوت‌کردن!

پس آهسته تر سکوت کن که صدای بی تفاوتی هایت آزارم می دهد!

[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ سیدیان ]

یکی این روزها گذرم به یکی ازکتابخانه های سطح شهر افتاد از درد ودل های فروشنده بسیارمتاثر شدم ."امروز دیگر کسی کتاب نمی خواند اگر بخواند.ویا بخرد !کتاب درسی وکمک درسی آن هم برای کسب نمره ویا قبولی دردانشگاه ونه برای افزایش معلومات"

امروزه ٬دیگر کسی حال نویسندگی هم نداردچون خواننده ای برای نوشته هایش نمی یابد وشب را باید گرسنه به سحر رساند.گوشی همراه وکامپیوتر وماهواره خوب اند اما نه تا آن جا که عرصه بر مطالعه وکتاب خوانی تا به این حد٬ تنگ شود!

«فقر گرسنگی نیست
فقر عریانی هم نیست
فقر همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته
یک کتابفروشی می نشیند

فقر تیغه های برنده ماشین بازیافت است‌

که روزنامه های برگشتی را خرد میکند

فقر کتیبه سه هزار ساله ای است

که روی آن یادگاری نوشته اند

فقر همه جا سر می کشد

فقر شب را "بی غذا" سر کردن نیست

فقر روز را "بی اندیشه" سر کردن است»     "شریعتی"

 ********************************************

پی نوشت:نمایشگاه بین المللی کتابم آرزوست!!

[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ ] [ سیدیان ]

امروز درحین تدریس موضوع مبانی فیزیک اتمی !ودرسکوت کامل کلاس یکی از دانش آموزان سراسیمه دستش را به نشانه ی سوال بالا برد :

" آقااجازه ! چند روزیه تواین فکرم:کسی که کور مادر زاده چگونه خواب می بیند اصلاْخواب چه می بیند وقتی که هیچوقت هیچی ندیده؟"

هم مانده بودم که سوال چه ربطی به موضوع تدریس داشت.هم متعجب از اصل سوال!!

[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ ] [ سیدیان ]

ای چشم تو دلفریب و جادو

در چشم تو خیره چشم آهو

در چشم منی و غایب از چشم

زان چشم همی‌کنم به هر سو

صد چشمه ز چشم من گشاید

چون چشم برافکنم بر آن رو

چشمم بستی به زلف دلبند

هوشم بردی به چشم جادو

هر شب چو چراغ چشم دارم

تا چشم من و چراغ من کو

این چشم و دهان و گردن و گوش

چشمت مرساد و دست و بازو

مه گر چه به چشم خلق زیباست

تو خوبتری به چشم و ابرو

با این همه چشم زنگی شب

چشم سیه تو راست هندو

سعدی بدو چشم تو که دارد

چشمی و هزار دانه لولو

--------------------------------------------------------------------------
پی نوشت:

در آلبوم زیبای سعدی نامه سالار عقیلی، این شعر فوق‌العاده سعدی جلوه‌ی دوچندانی به خود گرفته است

[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ ] [ سیدیان ]

امروز (شنبه )بعد از یک ماه !شاید هم بیشتر(به مناسبت تعطیلات نوروز) چشمانم به جمال دانشجویان عزیز آموزشکده ی فنی مهندسی ٬روشن شد .درکلاس به جای شور وشعف جوانی ٬قیافه های درهم و خواب آلود ٬بی حوصلگی و نومیدی در چهر ه های آنان موج می زد.بالاخره ما نفهمیدیم تعطیلات زیادخوب است یابد؟!

جالبتر این که همین امروز تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه سراسری طبق روال ایام فرخنده ومیمون تعطیلات نامحدود نوروزدرخیابان های شهر بی خیال قدم می زدند!وبالاخره نفهمیدیم این عزیزان کی به قصدسفر ٬ سوی دانشگاه عزیمت می فرمایند!!

[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ ] [ سیدیان ]

روزهای پایانی سال ۹۰ که بچه های کلاس دنبال بهانه ای برای جلوگیری از تدریس ام بودند٬مقررشد که  ادای تدریس همکاران ٬وخود من را درآورند.انصافاْ کپی برابر اصل بود .فکر نمی کردم تا این اندازه کوچکترین حرکت ما زیر ذره بین آن ها باشد .کاش موارد تدریس شده راهم به همین شیوه منعکس می کردند! به هر حال جلسه ای بسیار آموزنده ای برای من بود درواقع خود را درآینه ی پاک بچه ها دیدم !

[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ ] [ سیدیان ]

قبل از اینکه استیو به مدرسه ابتدایی برود، مادرش خواندن را به او یاد داده بود و همین مساله باعث بروز مشکلاتی برای او در مدرسه شد؛ «سال های اولیه مدرسه برایم بسیار کسل کننده بود و به همین خاطر با یکی از دوستانم به نام ریک حسابی شیطنت می کردیم تا سرمان گرم شود. یکبار پوستری توی تابلوی مدرسه زدیم و روی آن نوشتیم از فردا می توانید گربه ها و سگ های خود را به مدرسه بیاورید...فردای آن روز از دیدن صحنه دنبال کردن حیوانات و دادوبیداد ناظم، کلی خندیدیم. در کلاس سوم شوخی خطرناکی کردیم. ترقه ای را زیر صندلی خانم معلم انداختیم، بنده خدا زبانش از ترس بند آمده بود...»

با وجود شیطنت های استیو، پدرش مدرسه را مسبب این موضوع می دانست و به مدیر مدرسه می گفت: شما نمی توانید محیط مدرسه را برای او جذاب کنید که کسل نشود...

حدود 13سالگی استیو توانست در شرکت اچ.پی برای خود کاری دست و پاکند. او پیچ و مهره وسایل الکترونیکی ساخته شده را سرجایش می گذاشت. این پسر سخت کوش توانست با کمک پدرش در سن 15 سالگی با پول های پس اندازش اولین ماشینش را بخرد اما بسیار بلند پرواز بود و با کار زیاد توانست یک فیات 850 کوپه خریداری کند. متاسفانه در آن زمان ماری جوانا مصرف می کرد: «روزی پدرم مقداری ماری جوانا در ماشینم پیدا کرد. از معدود دفعاتی بود که عصبانیت او را می دیدم. آن روز به او قول دادم که این عادت زشت را ترک کنم و به قولم عمل کردم.»

29ژوئن نقطه عطفی در دنیای کامپیوترهای شخصی بود. ووز _ دوست استیو و همکارش در اچ.پی_ در سخنرانی گفت: این اولین بار است که کسی حرفی را تایپ می کند و می تواند آن را در صفحه رو برویش ببیند و این بینظیر است... جابز هم از این رویداد بسیار خوشحال بود از ووز پرسید آیا می شود چندین کامپیوتر را به هم وصل کرد؟ آیا کارت حافظه داخل آن جای می گیرد؟ و...از آن پس، آن دو توانستند جزئیات بیشتری مثل تراشه حافظه  دسترسی تصادفی(رندوم) را به دستگاه اضافه کنند...این محصول نظر بسیاری را به خود جلب کرد و افراد زیادی را از دور و نزدیک برای دیدن آن آمدند...استیو پیشنهاد داد از طریق فروش محصول بتوانند محصولات بعدی را تهیه کنند. ووز هم تصمیم گرفت شرکتی برای خودشان تاسیس کنند؛ استیو مجبور شد ماشین مورد علاقه خودش را بفروشد تا شرکت تاسیس شود...یکی از دوستان جابز او را به باغ سیبش دعوت کرد و از او خواست در چیدن میوه ها به او کمک کند. بعد از بازگشت، تصمیم گرفت نام شرکت را اپل بگذارد چون هم با روحیه طبیعت دوست او سازگار بود و هم با مشتری به راحتی ارتباط برقرار می کرد...

جابز برای ازدواج به دنبال دختری بود که با او همخوانی داشته باشد. کسی را می خواست که زیرک، مقاوم، دوستدار ذن و مدیتیشن، تحصیل کرده، مستقل، زیبا، شوخ طبع و البته نجیب و عاشق غذاهای گیاهی باشد. در اکتبر 1989 چنین دختری وارد زندگی او یا بهتر است بگوییم وارد کلاس او شد. از آن به بعد از ظهرهای پنجشنبه در دانشکده تجارت دانشگاه استنفورد کلاس های آموزشی داشت و لورنس پاول هم یکی از شاگردانش بود...

جابز در سال 1990 به او پیشنهاد ازدواج داد و یکسال بعد او با او ازدواج کرد؛ جابز 36ساله و لورنس 27 ساله. در همین سال فرزند اول آنها بدنیا آمد؛ رید پاول جابز که برگرفته از نام ناپدری استیو جابز بود. 1995 ارین سینا جابز و 1998 دختر دوم او و فرزند سومشان «ایو» متولد شد. جابز درباره او می گوید:«اگر روزی کسی از خانواده من بتواند اپل را اداره کند، آن شخص ایو است البته اگر تا آن زمان رییس جمهور آمریکا نشده باشد.»

منبع :خبرآنلاین

[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ ] [ سیدیان ]

درپاسخ نومیدی برخی از کنکوری های عزیز 

این سرشت زندگی وطبیعت است که درست قبل از یک گشایش٬همه چیز واقعا تیره وتار به نظرمی رسد!مگرسردترین وتاریک ترین لحظه ی شب ٬درست قبل از سپیده دم قرار نگرفته است؟مگر آب جویباران درست درلحظه ی قبل از جابه جائی سنگی که درمسیرش قرار دارد٬بیش ترین فشار را تحمل نمی کند؟ مگر یک مادر قبل از به دنیا آوردن فرزند بیش ترین سختی را پشت سر نمی گذارد؟

یکی از سنگ های بزرگی که سدراه درکنکور می باشد٬سنگ بی صبری ونومیدی است .بعد از مدت ها درس خواندن وقتی درچند قدمی موفقیت قرارداریم ٬نومیدی به وجودمان چنگ می زندوما برای این نومیدی دلایلی داریم.«نرسیدم»٬«گیج شدم» ٬«فراموش کردم»٬«برنامه ها قاطی شدند»٬«نمی توانم ٬«...»این همه به خاطر آن است که از سرشت زندگی وطبیعت غافلیم.

اگر به ندای طبیعت گوش بسپاریم ٬به ما می گوید:سرشت زندگی این است که درراه هر هدفی گام برداریم ٬درست قبل از به آغوش کشیدن شاهدموفقیت٬همه چیز تیره وتار به نظر می رسدشاید نومیدی ما به دلیل سرشت زندگی است .

شاید وقتی احساس نومیدی می کنیم فقط به دلیل آن است که در نزدیکی هدف قرار گرفته ایم٬شایدباید به خود بگوئیم :«انگار هیچ چیزدرست پیش نمی رودواین می تواند بدین معنی باشدکه بعد از تلاش های بسیار بالاخره من٬به یک قدمی هدف رسیده ام»شاید اگر دراین لحظات مونس وهمدمی جز سنگ صبورمان نجوییم ونگذاریم آتش بی صبری ٬برزندگیمان چیره شود٬چیزی تا موفقیت باقی نمانده است.

به قول حافظ:

این که پیرانه سرم صحبت یوسف بنواخت

اجر صبری است که در کلبه ی احزان کردم

[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ ] [ سیدیان ]

سال های پیش٬(زمان کودکی ما )با یک کارت پستال وبا امضا ی زنده ویک متن زیبا ویا شعردست نوشته ٬سال نورا به عزیزان ودوستان تبریک می گفتیم وسال را با "هه لاوه و مه لاوه"آغاز می کردیم .به رسم ادب واگر بپذیرید سال نورا اینترنتی وبه صورت مجازی اما از ته دل وبا تقدیم یک دسته گل٬ به شما تبریک گفته ٬امیدورام سال ۹۱ نقطه ی عطف موفقیت وشادی شما درزندگی باشد

[ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 ] [ ] [ سیدیان ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

قطره،اولين تجربه ي درياست !
روياي سبز درانديشه ي روياهاي دست يافتني دانش آموزان ودانشجويان عزيز است وبدون هيچ گونه جهت گيري و وابستگي به جريان خاصي ،عموماًمطالب وموضوعات مربوط به مدرسه ودانشگاه را مورد بررسي قرار مي دهد.مكاني براي تبادل تجربه درزمينه هاي آموزشي و اجتماعي است تاشايد سهمي درموفقيت جوانان اين مرزوبوم ايفاكند.رویای سبز اشاره ایست به موفقیت های علمی دانش آموزان و دانشجویان عزیز.
آغاز فعالیت این وب نوشت به 16 آذر 1386 برمی گردد بخش عمده ای از اطلاعات و آرشیو وبلاگ در آذر 89 به دلیل یک سری اختلالات فنی حذف شد .امیدواریم این فضای مجازی منجر به ایجاد یک پل ارتباطی میان مدرسه ودانشگاه شود
با ارادت :سيديان -معلم فيزيك
امکانات وب





Powered by WebGozar

.

فال امروز